محمد رضا واليزاده معجزى
183
تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )
و آن پولهايى را كه پادشاهان اروپا صرف تأسيس دانشگاهها و مراكز علمى و صنعتى و هنرى مىكردند ، اينان خرج هزاران زن و دختر كه در حرمسرا جمع ساخته بودند مىكردند . « 1 » اين كارها و غفلتها و لاقيديها و عدم احساس مسؤوليتها است كه به شكل عقدههاى كدورت و آزردگى و بلكه عداوت و خصومت جلوهگر شده درنتيجه عليه اين سلسله به تلاش افتادند [ . . . ] . سال 1304 سال وقايع و حوادث بود در اين سال [ . . . ] خوانين و ايل بيرانوند از پيشكوه به پشتكوه لرستان رفتند . سرلشكر خزعلى بعد از اعدام سيزده نفر از سران و بزرگان عشاير در بروجرد ، عازم همدان شد و از آنجا نيز به كرمانشاه رفت و آن شهر را مقر فرماندهى خود قرار داد ؛ در اوايل سال فرماندهى تيپ لرستان به عهدهء سرتيپ بهزادى و بعدا به سرهنگ مويان واگذار گرديد ؛ باقيماندهء خوانين و طوايفى كه از پيشكوه به پشتكوه مهاجرت كرده بودند با طوايف ساكن در نواحى گرمسيرى پيمان اتحاد بسته به ياغيگرى و تمرد مشغول گرديدند . بواسطهء خطراتى كه تجمع متمردين در نواحى گرمسيرى لرستان داشت ، ستونهاى نظامى سواره و پياده از لشكر شمال غرب تحت فرماندهى سرتيپ ابو الحسن خان پورزند با فوج سپهبان از طريق كرمانشاهان به خرمآباد وارد و براى تعقيب آنان رو به سمت گرمسير رفتند و مكرر با آنان روبرو شده ، زدوخوردهاى شديد فىمابين به وقوع پيوست و اكثر اوقات پيروزى از آن قواى نظامى بود و متمردين به ناچار فرار مىكردند . سرتيپ پورزند علاوه براين اقدامات عدهاى را جهت خلع سلاح به منطقهء پاپى فرستاده و در اين كار نيز توفيق حاصل كرد . [ وقايع ] سال 1305 رئوس وقايع و اتفاقات اين سال به قراريست كه بطور فهرست [ وار ] اشاره مىشود : در اوايل سال باز هم ستونهاى متعدد نظامى از نواحى شمال غربى و كردستان به لرستان وارد و به سركوب طوايف و خلع سلاح آنها پرداختند . در اكثر بخشها حكومت نظامى برقرار شده بود و غالبا به وسيله همين حكام نظامى اسلحه طوايف را جمع مىكردند . در بعضى بخشها از
--> ( 1 ) . . . . نگارنده نمىتواند بيشتر از اين در اينباره چيزى بنويسد و الا گفتنىهاى آن زمان بسيار است .